Archive for فوریه, 2009
چگونه یک مدیر ناموفق باشیم
داستان بر مي گرده حدودا به 1 سال و نيم پيش وقتي به طور اتفاقي متوجه شدم یک سایت برای شهرمون برپا کردن و من هم كه كلا سرم درد ميكرد براي اين جور كارا بعد از اينكه سايت رو ديدم علاقه مند شدم با برپا كننده سايت بيشتر اشنا بشم.
حدودا یک ماه طول كشيد تا تونستم با اين اقا ارتباط حضوري داشته باشم.جلسه كوتاه بود در اين 15 دقيقه من همش به فكر اين بودم كه مشكلات سايت را به ايشون گوشزد كنم و بتونم كمكي به ايشون كرده باشم تا سایت بهتری داشته باشیم ، بعد از گذشت 6 ماه که دوباره تونستم ببینمش و مشکلات سایت همچنان برجا بود پیشنهاد بهتری کردم ،قرار بر این شد که قسمت انجمن های سایت دست من باشه تا حداقل بتونم با این کار عضو بیشتری جمع کنم ایشون هم قبول کردند و با یک هفته تاخیر مدیریت انجمن ها دست بنده افتاد و تازه اینجا بود که فهمیدم کار از بیخ مشکل داره ولی چون کار برای شهرستان بود ادامه دام در این مدت تقریبا با تمام دوستانم که در کار موبایل ، ادبیات و مذهبی سررشته داشتند صحبت کردم و علی رغم مشغله کاری راضی کردم که در سایت مشغول به فعالیت بشند.
چقدر ایمیل و اس ام اس بین من و مدیر سایت رد و بدل شد و قول می دادند که همه مشکلات برطرف خواهد شد .
تا اینکه یک روز که به صفحه اصلی سایت مراجعه کردم با این نوشته مواجه شدم .
به علت کم لطفی یکی از دوستان سایت تعطیل شد و به زودی با طراحی جدید خواهیم امد
یکی از دوستان ، نمی دونم منظور از این جمله کی بود ولی هر چی که بود باعث شد که بنده هرگز به این سایت مراجعه نکنم.
پی نوشت : امروز که بعد از گذشت ما ها به سایت رفتم هیچی از تغییرات گفته شده را شههد نبودم.
ادرس سایت گفته شده : www.Joveyn.com
2 comments فوریه 28, 2009
عوامل سردی در پروژه ها
اول باید باید یک تعریف از واژه سردی انجام بدم تا چنانچه ایهامی در تعریف این وازه بین شما عزیزان وجود دارد برطرف شود.
سردی : به حالت گفته می شه ( اکثراً روحی و بعضا جسمی ) که طراح ( فرقی نمی کنه طراح سی دی مالتی مدیا باشه یا طراح نقشه کش یا سایت یه هر چی دیگه ) بعد از گذشت مدت بسیار طولانی ( بستگی به بزرگی، سختی و … ) از پروژه دیگه مایل نیست به کار ادامه بده یا خیلی کمتر از سابق رو پروژه وقت میزاره.
حالا که به تعریف واحدی از واژه سردی رسیدیم بزارین به نکته های که در طول این چند وقت که به کار طراحی سی دی مشغول بودم و بهشون رسیدم نظری داشته باشیم:
1) چشم و هم چشمی: یادمه روزای اولی که با طراحی مالتی مدیا به صورت کاملا تجربی و سطحی اشنائی داشتم و نمونه کارای بزرگ اون موقع رو میدیدم می خواستم من هم مثل اون اتوران یا سی دی یکی درست کنم. ولی از اونجائی که نا دانش کافی برنامه نوییسی داشتم نه طراحی گرافیک بلد بودم بعد از گذشت 1 ماه حدودا اونقدر دلسرد و نا امید می شدم که کلا از از فتوشاپ و فلش و . . . متنفر می شدم و نتیجه ی نهائی این میشد که بعد از طراحی چند صفحه ( که اصلا تشابهی به به اون چیزی که مد نظرم بود ، نبود )کار تمام می شد یا همون نصفه کاره رها می شد.
2) ایده آل نگری : بعضی مواقع هم ایراد از خودمون هست یعنی بدون اینکه به توانمندی های خودمون توجه داشته باشیم سعی بر این دارم تا شاهکار قرن خودمون رو خلق کنیم که نتیجه ی این هم مثل قبلی بعد از گذشت چند هفته کنسل میشه.
3) عدم همکاری دیگران : کنترل این مورد زیاد دست خودمون نیست ( البته فقط زیاد دست خودمون نیست) یعنی ما رو کار یک نفر یا گروه که میتونه دوست یا همکار ما باشه یا هیچ نسبتی با ما نداشته باشه حساب باز کی کنیم و بعد که میریم سراغشون یا ابراز شرمندگی می کنند یا کار مارو تو نوبت چند ماه یا حتی سال میزارن که انجام بشه که باز هم در طول این مدت که منتظریم کار ما انجام بشهیه فکرهای بهتر به سراغ ما میان ( که قبلا پیش بینی اونها تو پروژه نبوده) یا کلاً کار بیهوده به نظر میزسه برامون
البته چیزای که بالا عنوان شد صد در صد بد نیستند و اگه با تلاش و پیگیری ما همراه باشند می تونند به شاهکاری برای خودمون ختم بشند.
حالا نمی دونم برای شما چنین مشکلی پیش اومده یا نه
پی نوشت : شرمنده اگه لحن گفتارم یه جاهائی فرق میکنه
2 comments فوریه 26, 2009
