و این قصه تمام شد
ژوئیه 29, 2011 at 12:21 ب.ظ. بیان دیدگاه
یادمه روز اولی که اومدم بوکان به همه غریبه بودم نه فرهنگ مشترک نه زبان مشترک و خلاصه هیچی ولی امروز داره این 2 سال خاطرهی من تموم میشه شاید دلم برای اینجا برای تمام کسانی که اشنا شدم باهشون تنمگ بشه شاید . . . نوشتم به رسم ماندگاری

این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید